خواستگارى
روزى خدمتكارم از من پرسيد: آيا از خواستگارى فاطمه خبر دارى ؟

گفتم :نه . (1)

گفت : كسانى وى را از پدرش خواسته اند. اما از تو تعجب است كه پا پيش نمى گذارى وفاطمه را از رسول خدا(ص ) نمى خواهى ؟

گفتم : من چيزى ندارم كه با آن تشكيل خانواده دهم .

گفت : اگر تو نزد رسول خدا(ص ) شوى (من مطمئنم كه ) فاطمه را به تو تزويج خواهدكرد.

به خدا سوگند, آن كنيز, چندان در گوش من خواند تا جرات اقدام را در من پديد آورد.ومرا وادار ساخت كه نزد رسول خدا(ص ) بروم .

قال على (ع ): خطبت فاطمة الى رسول اللّه (ص ) فقالت لى مولاة : هل علمت ان فاطمة قد خطبت الى رسول اللّه (ص )؟

قلت : لا.

قـالـت : فقد خطبت , فما يمنعك ان تاتى رسول اللّه (ص ) فيزوجك ؟

فقلت وعندى شى ءاتزوج به ؟

قالت : انك ان جئت الى رسول اللّه زوجك . فواللّه ما زالت ترجينى .... (2)
كابين

... هنگامى كه براى خواستگارى فاطمه رفتم , مجذوب حشمت وحرمت رسول خداشدم وخاموش در برابر او نشستم , بخدا قسم , كلمه اى بر زبانم جارى نشد.

رسول خدا(ص ) كه چنين ديد پرسيد: چه مى خواهى ؟

آيا حاجتى دارى ؟

مـن هـمـچنان خاموش ماندم وچيزى نگفتم . دوباره پرسيد, ومن باز ساكت بودم . تااينكه براى بار سوم گفت : شايد براى خواستگارى فاطمه آمده اى ؟

گفتم : آرى , فرمود: آيا چيزى دارى كه آن را كابين زهرا سازى ؟

گفتم : نه , يا رسول اللّه .

فرمود: زرهى را كه به تو داده بودم , چه كردى ؟

گفتم : دارم , اما چندان ارزشى ندارد وبيش از چهار صد درهم بها ندارد.

فرمود: همان را كابين فاطمه قرار بده وبهايش را نزد من بفرست .

قـال عـلـى (ع ): ... حـتى دخلت على رسول اللّه (ص ) و كانت له جلالة و هيبة فلما قعدت بين يديه افحمت فو اللّه ما استطعت ان اتكلم .

فقال (ص ): ما جاء بك ؟

الك حاجة ؟

فسكت .

فقال (ص ): لعلك جئت تخطب فاطمة ؟

قلت : نعم , قال : فهل عندك من شى ء تستحلهابه ؟

قلت : لا و اللّه يـا رسـول اللّه ! فـقـال : مـا فعلت الدرع التى سلحتكها؟

فقلت : عندى والذى نفسى بيده انها لحطيمية , ما ثمنها الا اربعمائة درهم .

قال : قد زوجتكها, فابعث بها فانها كانت لصداق بنت رسول اللّه (ص ). (3)

جهاز مختصر

... مـن بـرخـاستم وزره را فروختم وپول آن را به خدمت آوردم ودر دامنش ريختم .حضرت از من نـپرسيد كه چند درهم است ومن نيز چيزى نگفتم . سپس بلال را صدازد ومشتى از آن درهمها را بـه او داد وفـرمـود: بـا ايـن پول براى فاطمه عطريات تهيه كن .بعد با هر دو دست خود مشتى را برگرفت وبه ابوبكر داد وفرمود: از لباس واثاث منزل آنچه مورد نياز است خريدارى كن . عمار ياسر وتـنـى چـنـد از اصـحـاب را هـم هـمـراه او روانه كرد. آنها وارد بازار شدند وهر يك كه چيزى را مـى پسنديد وضرورى مى دانست , به ابوبكر نشان مى داد وبا موافقت او مى خريد. از چيزهايى كه آن روزخريدند: پـيـراهـنـى به بهاى هفت درهم وچارقدى به چهار درهم , قطيفه مشكى بافت خيبر,تخت خوابى بافته از برگ خرما. دو تشك كه از كتان مصرى رويه شده بود كه يكى رااز ليف خرما وديگرى را از پـشم گوسفند پركرده بودند. چهار بالش از چرم طائف كه از علف اذخر (گياه مخصوصى است در مكه ) پر شده بود. وپرده اى پشمين ويك قطعه حصير, بافت هجر (مركز بحرين آن روز) وآسياب دسـتـى وكـاسـه اى براى دوشيدن شير ومشكى براى آب وابريقى قير اندود. وسبويى بزرگ وسبز رنگ وتعدادى كوزه گلى .

اشياء خريدارى شده را نزد رسول خدا(ص ) آوردند. حضرت همين طور كه جهازدخترش را مى ديد وآنها را بررسى و ورنداز مى نمود گفت : خدا به اهل بيت بركت دهد.

قال على (ع ):... قال رسول اللّه (ص ) قم فبع الدرع , فقمت فبعته واخذت الثمن ودخلت على رسول اللّه (ص ) فسكبت الدراهم فى حجره فلم يسالنى كم هى ؟

و لا انااخبرته , ثم قبض قبضة و دعا بلالا فـاعـطـاه فـقال : ابتع لفاطمة طيبا, ثم قبض رسول اللّه (ص ) من الدراهم بكلتا يديه فاعطاه ابابكر وقـال : ابـتع لفاطمة ما يصلحها من ثياب و اثاث البيت و اردفه بعمار بن ياسر و بعدة من اصحابه .

فـحـضـروا الـسـوق فـكانوايعترضون الشئ مما يصلح فلا يشترونه حتى يعرضوه على ابى بكر فان استصلحه اشتروه .

فـكان مما اشتروه : قميص بسبعة دراهم و خمار باربعة دراهم و قطيفة سوداء خيبرية وسرير مزمل بـشـريط و فراشين من خيش مصر حشو احدهما ليف و حشو الاخر من صوف واربع مرافق من ادم الـطائف حشوها اذخر وستر من صوف و حصير هجرى ورحى لليد و مخضب من نحاس و سقاء من ادم و قعب للبن و شن للماء و مطهرة مزفتة وجرة خضراء و كيزان خزف .

حـتـى اذا اسـتكمل الشراء حمل ابوبكر بعض المتاع وحمل اصحاب رسول اللّه (ص )الذين كانوا معه الـبـاقـى فـلـمـا عـرض الـمـتـاع عـلى رسول اللّه (ص ) جعل يقلبه بيده و يقول :بارك اللّه لاهل البيت . (4)

کندوکاو در آیات حجاب، آن هم یک جا و همه سونگرانه، براى اهل نظر و فقه‏پژوهان، مى‏تواند ره‏گشا و پرفایده باشد و آنان را در دستیابى به زوایاى گوناگون این گزاره مهم اجتماعى، رهنمون سازد. کنار هم گذاردن آیات حجاب و درنگ بر روى آنها و توجه به آغاز و پایان نشانه‏هاى پیوسته و ناپیوسته هر یک از آیات، بسیار روشن‏گر خواهد بود و ره‏گشا،که در ضمن بحث،به این نکته اشاره خواهد شد.

ابتدا، در روزهاى پایانى سال پنجم هجرى، در جریان ولیمه ازدواج پیامبر(ص) با زینب بنت جحش(همسر طلاق داده شده زیدابن‏حارثه) آیه حجاب همسران پیامبر(ص) بر آن حضرت نازل شد.

همه مردان برابر دستور این آیه شریفه مى‏بایست از پس پرده با همسران پیامبر(ص) سخن بگویند.

در مرحله دوم، خویشاوندان نسبى از دایره این حکم بیرون شدند و آنان اجازه یافتند با همسران پیامبر(ص) بى‏آن‏که پرده‏اى در بین باشد، سخن بگویند.

در مرحله سوم، جلباب (چادر) به عنوان حقى براى همسران و دختران پیامبر(ص) و زنان مؤمن قرار داده شد.

در مرحله چهارم، آیات سوره نور احکام حجاب بانوان را روشن ساخت.

در مرحله پنجم، اجازه گرفتن براى ورود به محل استراحت‏بانوان محرم، مطرح شد.

چند نکته از این بررسى به دست مى‏آید:

1.در نگاه به بانوان محرم و اندازه پوشش آنان در برابر محرمان، بین خویشاوندان نسبى و سببى فرق است;یعنى هیچ‏گاه پوشش مادر نزد فرزند، همانند پوشش مادرزن در نزد داماد نیست.

2. این که گفته مى‏شود محرمان، چه سببى و چه نسبى، مى‏توانند به همه جاى بدن یکدیگر نظر بیفکنند، به جز عورت و شرمگاه، سخنى است‏بى‏دلیل.این بخش از بحث مقدارى به درازا کشید که چاره‏اى نبود;زیرا فقیهان روزگار ما، آن‏گونه که از حاشیه‏هاى عروة‏الوثقى برمى‏آید، همه،برخلاف این نظر دارند;از این روى بایسته بود که دلیلهاى این مساله بیش‏تر به بوته بررسى گذاشته شود.

3.روایات رسیده از معصومان در این موضوع،سخن جدیدى،غیر از آنچه از آیه‏هاى حجاب فهمیده مى‏شود، بیان نکرده‏اند.

4.از ملاکها و معیارهاى به دست آمده از بحث و کندوکاو در آیات شریف، در گزاره‏هاى جدید و مسائل نوپیدا بهره بردیم و آنها را به گونه استدلالى، شرح دادیم.در مثل فرق بین عکس و صاحب عکس و فیلم شخص و خود شخص بیان شده است. ادامه در قسمت 2



آیا میدانید ناخن انگشت میانی سریعتر از دیگر انگشتها رشد میکند

آیا میدانید خلیج فارس ۵۰۰ هزار سال قدمت دارد

آیا میدانید جویدن آدامس هنگام خورد کردن پیاز، مانع از اشک‌ریزی شما می‌شود

آیا میدانید دانشمندان دريافته اند که مورچه همچون انسان صبح ها خميازه ميکشند

آیا میدانید مورچه ها هم شمردن بلدند و قدم هایشان را برای مسیر یابی میشمارند

آیا میدانید وزن موی سر هر فرد در طول عمرش با وزن ۲ فيل آفريقايي برابر است

امام زمان (عج)می فرمایند:

اگرشیعیان ما-که خداوندتوفیق عبادتشان دهد-درراه ایفای

پیمانی که بردوش دارندهمدل شوند میمنت ملاقات ماازایشان به

تاخیر نمی افتدوسعادت دیدارما زودترنصیبشان می گشت.دیداری

برمبنای شناختی راستین وصداقتی ازآنان نسبت به ما.علت مخفی شدن

ماازآنان چیزی نیست جزآنچه ازکردارآنان به ما میرسدوما

توقع انجام این کارها راازآنان نداریم.

ازجایی نجوایی از غیبت امام زمان اینطوری شنیدم که:آقا جان

اگه بخاطر زیادی گناهام نمیای ازخدا بخواه منو از رو زمین برداره

تا راه برای شما باز بشه.اما من میگم یااباصالح کمکم کن اونقدر

خوب بشم وباشم تا از صمیم قلب برای فرجت دعا کنم تا ظهورت

رو حس کنم.(میدونم زیادی خواستم)شما ها رو نمیدونم !!!!

دعای روز دحوالأرض

یکی از برنامه های پیشنهادی در روز مبارک گسترده شدن زمین، خواندن دعای ویژه این روز است. در بخشی از این دعا، به مسأله دحوالأرض چنین اشاره شده است: «ای خدایی که خانه کعبه را گسترانیدی و دانه را شکافتی و سختی را برطرف ساختی، از تو می خواهم در این روز از روزهایت که حق آن را بزرگ نمودی، هر گرفتاری و مشکلی را برطرف سازی».

دحوالارض در کلام خدا

به گفته مفسّرین، ایه شریفه «وَالْاَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحیها؛و زمین را بعد از آن با غلتانیدن گسترش داد» (نازعات: 30) اشاره به دحوالارض دارد و «منظور از آن نیز این است که در آغاز، تمام سطح زمین را آب‌های حاصل از باران‌های سیلابی نخستین فراگرفته بود. این آب‌ها به تدریج در گودال‌های زمین جای گرفتند و خشکی‌ها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده‌تر شدند تا به وضع فعلی درآمدند.»[5]

و نخستین برآمدگی نیز که آشکار شد، کعبه

بوده است.

.

 

در این‌باره در ایه دیگری به بیانی دیگر می‌خوانیم: «وَ هُوَ الَّذی مَدَّ الْاَرْضَ؛ و اوست کسی که زمین را گسترش داد». (رعد: 3)

 

در تفسیر این ایه نیز آمده است:

 

«خداوند زمین را به‌گونه‌ای گسترد که برای زندگی انسان و پرورش گیاهان و جانداران آماده باشد؛ گودال‌ها و سراشیبی‌های تند و خطرناک را به وسیله فرسایش کوه‌ها و تبدیل سنگ‌ها به خاک پر کرد و آنها را مسطح و قابل زندگی ساخت؛ درحالی‌که چین‌خوردگی‌های نخستین آن، به‌گونه‌ای بودند که اجازه زندگی به انسان را نمی‌دادند».[6]

بی‌گمان دحوالارض، نماد مهرورزی و رحمت پروردگار به بندگان خویش و سرآغاز آمادگی و فروتنی کره زمین برای زندگی و سکونت آدمیان بر روی آن بوده است. از این رهگذر پاسداشت دحوالارض، پاسداشت انبوهی از نعمت‌های بی‌پایان خداست که به تدریج بر چهره زمین ساخته و پرداخته شده است تا انسان‌ها، با آرامش بر روی این کره خاکی زندگی کنند.

دحوالارض چیست
 بیست و پنجم ذیقعده، هم زمان با دحوالارض یعنی گسترش یافتن زمین است. از امیرالمومنین ـ علیه السلام ـ روایت شده است که فرمودند:

«نخستین رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، در بیست وپنج ذی القعده بود. کسی که در این روز روزه بگیرد و شبش را به عبادت بایستد، عبادت صد سال را که روزش را روزه و شبش را عبادت کرده است خواهد داشت.»

همچنین در برخی از روایات این روز به عنوان روز قیام امام زمان مهدی موعود(عج) معرفی شده و خاتم المحدثین، شیخ عباس قمی (ره) روز دحوالارض را از چهار روز معروفی ذکر کرده که روزه آن ثواب هفتاد سال عبادت را دارد.

روز دحوالارض از روزهای پر برکت خدا برای بندگان سالک الی الله

در کتاب شریف «المراقبات» روایت است که امام رضا ـ علیه السلام ـ فرموده اند:

در شب بیست و پنجم ماه ذى القعده حضرت ابراهیم (ع) و حضرت عیسى (ع) متولد شده اند.
در این روز، رسول خدا ـ صلى الله علیه و آله ـ به قصد حجة الوداع از مدینه با یكصد و چهار هزار یا یكصد و بیست و چهار هزار و حضرت فاطمه (ع) و تمامى اهل بیت خود از راه شجره به مکه عزیمت نمودند.

توبه، استغفار، عبادت و شب زنده داری از اعمالی است که در شب دحو الارض سفارش و تأکید بسیاری برای انجام دادن آنها شده است.

شب و روز دحوالارض نمازها و ادعیه مخصوصی دارد که کیفیت آنها در کتاب مفاتیح الجنان مرحوم شیخ عباس قمی (ره) آمده است.

معنای دحوالارض

«دَحو» به معنای گسترش است و برخی نیز آن را به معنای تکان دادن چیزی از محلِ اصلی اش تفسیر کرده اند. منظور از دحوالارض (گسترده شدن زمین) این است که در آغاز، تمام سطح زمین را آب های حاصل از باران های سیلابیِ نخستین فراگرفته بود. این آب ها، به تدریج در گودال های زمین جای گرفتند و خشکی ها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده تر شدند.

از سوی دیگر، زمین در آغاز به صورت پستی ها و بلندی ها یا شیب های تند و غیرقابل سکونت بود. بعدها باران های سیلابی مداوم باریدند، ارتفاعات زمین را شستند و دره ها گستردند. اندک اندک زمین هایِ مسطح و قابل استفاده برای زندگی انسان و کشت و زرع پدید آمد. مجموع این گسترده شدن، «دَحو الارض» نام گذاری می شود.

برنامه های معنوی

زمین، گاهواره زندگی انسان و همه موجوداتِ زنده است، که با تمام کوه ها، دریاها، درّه ها، جنگل ها، چشمه ها، رودخانه ها، معادن و منابع گرانبهایش، نشانه ای از نشانه های آفریدگار به شمار می آید که آن را گسترانیده است. روز دحوالارض ـ روز گسترش زمین ـ روز بسیار مبارکی است و آداب و اعمال ویژه ای دارد؛ از جمله:

1. روزه داشتن که ثواب هفتاد سال عبادت را دارد.
2. احیا و شب زنده داری شب دحوالارض که برابر با یک سال عبادت است.
3. ذکر و دعا.
4. انجام غسل به نیت روزِ دحوالارض و نماز مخصوص آن.

دحوالارض در قرآن

در قرآن کریم به دحوالارض اشاره شده است. خداوند در آیه 30 سوره نازعات می فرماید: «و زمین را پس از آن (آفرینش آسمان و زمین) گسترش داد». بر پایه نظر بیشتر مفسران، منظور از «دَحیها» در این آیه، همان دحوالارض است.

دعای روز دحوالأرض

یکی از برنامه های پیشنهادی در روز مبارک گسترده شدن زمین، خواندن دعای ویژه این روز است. در بخشی از این دعا، به مسأله دحوالأرض چنین اشاره شده است: «ای خدایی که خانه کعبه را گسترانیدی و دانه را شکافتی و سختی را برطرف ساختی، از تو می خواهم در این روز از روزهایت که حق آن را بزرگ نمودی، هر گرفتاری و مشکلی را برطرف سازی».

ذیقعده؛ ماه حرام

ماه ذیقعده اولین ماه از ماه‌های حرام است. ماه‌های حرام زمان‌هایی هستند که جنگ در آنها ممنوع بوده و احکام ویژه‌ای نیز از جهت شرعی و فقهی دارند.

اما استفاده اخلاقی و تربیتی که از این حکم می توان كرد، این است که: «اگر جنگ و نزاع میان مردمان در این ماه حرام شده است» حتما منازعه و محاربه با خداوند باید بیشتر مورد نفرت قرار گیرد؛ بنابراین، شایسته است انسان مومن در این ماه ها بیشتر به فکر باشد تا اندیشه و اعضای او با گناه و معصیت، به مخالفت با خداوند برنخیزد.

مناسبت های دیگر این روز

گذشته از واقعه دحوالارض، رویدادهای دیگری نیز در این روز رخ داده اند که اهمیت آن را دوچندان کرده اند؛ از جمله:

• میلاد ابوالانبیاء حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام.

• میلاد حضرت عیسی مسیح ـ علیه السلام.

• خروج رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ از مدینه به همراه هزاران حاجی به سوی مکه، به قصد حجة الوداع. در این سفر وجود مقدس امیرالمؤمنین و حضرت زهرا ـ سلام الله علیهما ـ و نیز همه همسران و بسیاری از اصحاب پیامبر (ص) نیز ایشان را همراهی می‌کردند.

• در روایتی نیز آمده است که قائم (عج) در همین روز قیام خواهد کرد.

زیارت حضرت امام رضا ـ علیه السلام ـ بهترین و با فضیلت‌ترین عمل مستحبی این روز است.

انگیزه ی اصلی پوشیده بودن چیست؟

 

 یکی از انگیزه های پوشش ابراز صداقت در دوستی با خداوند است

 لابد تا بحال بارها شاهد بوده اید که افرادی به خودتان و یا دیگران

  ابراز علاقه و ارادت کرده و گاهی از الفاظی نظیر چاکرم مخلصم فدایت شوم

  و عزیزم قربانت شوم و... استفاده کرده اند. اما فرض کن که روزی

 به یکی از این افراد بگوئی من مبلغی پول لازم دارم در جوابت بگوید :

 شرمنده ام اتفاقا من هم می خواستم همین در خواست را از تو بکنم

 و بار دیگر و بار های دیگر از انجام خواسته ات سر باز زند و

 تنها به همان چاکرم و فدایت شوم اکتفا کند قضاوت تو درباره او چیست ؟

  آیا در دل نمی گوئی این چه دوستی ای است که از زبان فراتر نمی رود ؟

 اکنون درباره رابطه خود با خدا بیندیش.

  ما به خدای مهربانمان اظهار بندگی و اطاعت و دوستی می کنیم

  اما نشانه صداقت در این دوستی انجام کاری است که او می پسندد.

زنان عرب قبل از ظهور اسلام دارای پوشش شایسته نبودند

و با آشکار کردن زینت ها و نمایش برخی اندام خویش در جامعه حاضر می شدند

تا اینکه زمینه نزول آیات وجوب حجاب و حرمت خود نمائی در جامعه و مجالس عمومی

 آماده شد و آیاتی به زنان ابلاغ شد

 چنانچه می فرماید : در خانه های خود قرار بگیرید و همانند دوران جاهلیت نخستین

 که زنان به منظور خود نمائی از منزل خارج می شدند

در میان مردم ظاهر نشوید

 منظور این نیست که زن به طور کلی در خانه بنشیند بلکه این است که

برای خودنمائی و نمایش جاذبه های زنانه در میان مردم حاضر نشود

 منظور از جاهلیت نخستین چنانچه تفاسیر گویند

جاهلیت قبل از بعثت رسول گرامی اسلام(ص) بوده که در آن عصر

 وضعیت پوشش زنان عفیفانه و خودپسندانه نبوده است و بنابراین طبق این آیات

(نور -31 )خود آرائی و خود نمائی و بدحجابی زنان عمل جاهلانه ای است که

 زنان عصر جاهلیت قدیم به آن مبتلا بودند و زنان مسلمان

نباید زیر بار چنین ننگی بروند.

 اما چه شده است که زنان و دختران امروزی با توجه به گوشزدی که

قرآن کرده و به آنها گفته است که گول این فریب شیطان را نخورند

ولی باز دختران جوان و حتی برخی مادران نیز در این دام شیطانی

گرفتار شده اند.

این دخترانی که در خیابان آرایش کرده قدم می زنند

این دخترانی که موهای خود را برای جلب نظر بیرون می آورند

این دخترانی که با لخت کردن ساق دست و پای خود جلب توجه می کنند

این دخترانی که مانتوهای آنچنان تنگی می پوشند تا به آنها نگاه شود

این ها همه و همه کسانی هستند که فریب شیطان را خورده اند

بیائید برای استقبال از تنها معصوم باقیمانده عالم خود را آماده کنیم.

كنكاشـي كل‌نگرانه پيرامون فلسـفه حجاب

حجاب، وبلاگ اميرحسين بنائي فاطمي

برخي از خانمهاي محجّبه، به اين دليل چادر مي‌پوشند چونكه از بچگي به پوشيدن آن عادت كرده‌اند ( يا بهتر بگويم عادت داده شده‌اند)، برخي ديگر هم معتقدند چون خدا به زنان مؤمن «دستور» داده كه حجاب داشته باشند پس ناچاراً بايد اين سختي را در كنار سختيهاي ديگر بندگي به جان خريد و به آن تن داد.

امّا مؤمنان آگاه مي‌دانند كه در رعايت حجاب «‌مصلحت حكيمانه اي» وجود دارد كه چه‌بسا عقل انسان به تمامي آن راه نداشته باشد و براي همين هم خدا آن را بر مؤمنان واجب كرده است؛ و از همين رو حجاب را با جان و دل «انتخاب» مي‌كنند.

**********

حجاب مانند هر حكم ديگري، دو جنبه دارد: يكي جنبه ظاهري و ديگري جنبه باطني.

جنبه ظاهري حكم همان چيزي است كه در عمل آن را مي‌بينيم و جنبه باطني‌اش، فلسفه عمل است. به عبارت ديگر رابطه يك حكم با حقيقت عالم در مرحلة نظري و تئوريك، جنبه باطني حكم؛ و در مرحله عملي و اجرايي، جنبه ظاهري آن را تشكيل مي دهد.

در اصطلاح رايج اگر جنبه باطني يك حكم، مبتني بر حقيقت باشد آنرا «حقيقي» و اگر جنبه ظاهري يك حكم مبتني بر حقيقت باشد، آنرا «عادلانه» مي‌نامند.

جنبه ظاهري هر حكم مي‌بايستي پشتيباني‌كننده جنبه باطني و در‌واقع نمايشي از آن باشد و به بيان ديگر، هر حقيقتي در عالم بايد به صورت عادلانه به اجرا درآيد. روشن است كه احكام الهي همگي حقيقي و عادلانه هستند.

البته بايد توجه كرد كه حقيقت با واقعيّت فرق دارد. واقعيت آن چيزي است كه همين حالا «هست» و جريان دارد (ولو به طور نامطلوب و زشت) ولي حقيقت آن چيزي است كه «بايد باشد»؛ و چون خداوند متعال، يگانه حقيقت مطلق عالم است پس هر چيزي كه با حقيقت رابطه دارد (هر چيز حقيقي)، ضرورتاً خوب، زيبا و مطلوب خواهد بود و از همين رو همه افعال انسان بايد مبتني بر حقيقت باشد.

با اين توضيحات، واقعيت ممكن است مبتني بر حقيقت بوده (واقعيت‌=‌حقيقت) يا بخشي از آن باشد (حقيقت < واقعيت) و يا در تضاد با حقيقت عالم باشد كه از آن به «عدم حقيقت» تعبير مي‌شود (واقعيت‌‌=‌حقيقت).

حجاب، وبلاگ اميرحسين بنائي فاطمي

سخن گفتن از حجاب اگر فقط محدود به جنبة ظاهري آن باشد، در نحوه چادر پوشيدن و روسري گذاشتن و اينكه آيا ماليدن رژ لب اشكال دارد يا خير و چه كنيم كه در عين رعايت حجاب، گرممان نشود و يا چادرهايمان را چگونه طراحي كنيم كه نگه‌داشتن آن آسانتر باشد و مسائلي از اين دست خلاصه مي‌شود كه اگر عميق بنگريم، اينها همه مسائل فرعي و البته در جاي خود پر‌اهميت‌اند. اما نبايد فراموش كرد كه اصل مسأله، باطن عمل است.

**********

گفتار حاضر، كنكاشي كل‌نگرانه و درعين حال اجمالي در ارتباط با «فلسفه حكم حجاب در اسلام» است.

فلسفه اصلي حجاب را مي‌توان در «كمك به حفظ كيان خانواده» خلاصه كرد؛ اما سؤال اصلي اينست كه چگونه و با چه ساز‌و‌كاري؟

قبل از اينكه به تبيين و توضيح مكانيزم تأثير حجاب در حفظ كيان خانواده (به عنوان مهمترين نهاد اجتماعي) بپردازيم خاطر نشان مي‌كنيم كه «قداست نهاد خانواده و لزوم تحكيم پايه‌هاي آن و نيز گسترش كمّي و كيفي‌اش» از اصول موضوعه مقاله حاضر است يعني مطلب مزبور را به عنوان «پيش‌فرض» پذيرفته شده مي‌گيريم، حال آنكه معتقديم بحث‌كردن درباره صحّت و سقم آن، ممكن و حتي لازم بوده ولي مجال ديگري را طلب مي‌كند.

راز اثرگذاري مطلوب حجاب در استحكام پايه‌هاي خانواده، در نقش آن در كنترل و مهار قوّة شهواني نهفته است.

خداوند حكيم، قدرت جنسي را به عنوان عامل توليدمثل به انسان هديه كرده است و اگر اين نعمت الهي به انسان داده نمي‌شد، نسل او در خلال قرنها و هزاره‌ها تا بدين‌روز امتداد پيدا نمي‌كرد.

اما از آنجاييكه اگر از هر نعمتي بد استفاده شده يا استفادة بد شود، به نقمت تبديل مي‌گردد لذا خداوند در كنار موهبت قوة جنسي، راه استفاده درست از آن را نيز از طريق دين به انسان آموزش داده است: « ارضاء صحيح ميل جنسي[1] فقط و فقط از طريق همسر شرعي مقدور است » .

قوه جنسي نه‌تنها باعث حفظ نسل بشر مي‌شود بلكه سبب نزديكي و الفت ميان زن و مرد و وابستگي بيشتر آنها به يكديگر نيز مي‌شود. نيروي جنسي در اكثر موارد بسان يك كاتاليزور در يك واكنش شيميايي عمل مي‌كند يعني همانند كاتاليزور، سرعت واكنش را افزايش مي‌دهد اما در پايان بدون تركيب با هيچ مادّه‌اي باقي مي‌ماند. ميل جنسي كمك مي‌كند تا زن و شوهر خيلي سريع به هم نزديك شده و حجابهاي فاصله‌انداز از ميانشان برداشته شود و بدين سبب، بستر لازم براي همدلي و همراهي و همرنگي آنها فراهم آيد. به علاوه تولّد فرزندان نيز كه از عوامل تحكيم پايه‌هاي خانواده است، از طريق ارضاي ميل جنسي محقّق مي گردد.

يادآوري مي‌شود كه ارضاء نشدن ميل جنسي نيز همانند ارضاي ناصحيح و نابجاي آن، خطرناك و زيان‌آور است زيرا عوارض سوء رفتاري، احساسي و يا فكري بر فرد خواهد داشت.

حال سؤال اينجاست كه اگر ارضاي ميل جنسي به بيرون از خانواده (بيرون از حريم خصوصي زن و شوهر) منتقل شود، چه مشكلي پيش خواهد آمد؟

پاسخ اينست كه در آنصورت ميل جنسي، فايده خود را از دست داده و نه‌تنها ديگر عامل وابستگي و پيوند بيشتر زن و شوهر و مايه گسترش و حفظ كيان خانواده نخواهد بود بلكه برعكس ماية از‌هم‌گسيختگي خانواده هم مي‌گردد زيرا در آنصورت هر شخص مي‌تواند اين نيازش را از طريق هركس ديگري غير از همسرش ارضاء كند بدون اينكه هزينه واقعي اين ارضاء را بپردازد، يعني بدون اينكه جايگاه و نقش ارضاي اين نياز را در ايجاد تعادل در زندگي اجتماعي و فردي و خصوصاً خانوادگي خود بداند يا بدان متعهد باشد.

«آزادي جنسي» اگرچه واژه فريبنده‌اي است ولي نتيجه آن اينست كه انسان به يك ميل خود، توجه بيش از حد و اندازه كرده و تمام زندگي‌اش را تحت الشعاع آن قرار دهد. اين يعني اينكه نه‌تنها اجتماع بر اثر از دست رفتن نهاد خانواده، سست و بي‌هويت مي‌شود بلكه افراد نيز از كمال و رشد حقيقي خويش باز مي‌مانند.

يادمان نرود كه هر نياز طبيعي انسان تنها اگر به طور صحيح ارضاء شود، موجب رشد و كمال و موفقيت او مي‌گردد. لازمه اين امر آن است كه هر ميل را به اندازه خودش و متناسب با جايگاه و منزلتي كه دارد مورد توجه قرار داد.

پرسش بعدي اي كه مطرح مي‌شود اين است كه نقش «حجاب» در اين ميان چيست؟

حجاب، يكي از ابزارهاي كنترل و مهار قوه شهواني در راستاي كمك به ارضاي صحيح آن است.

شهوت مردها با قوة بينايي بيشتر تحريك مي‌شود تا با ساير حواس. در اين‌صورت اگر مردي، زيبايي‌هاي بدن زن نامحرمي را ببيند چندين حالت ممكن است اتفاق بيفتد:

1ـ يا اينكه عنان از كف داده و در پي آن بتواند خود را با آن زن ارضاء نمايد كه در آن صورت يك ارضاي ناصحيح خواهيم داشت كه معايب و مضارّش گفته شد.

2ـ يا ممكن است آن زن، شهوت او را تحريك كرده و زيبايي آن زن او را مجذوب نمايد اما او به دلايلي نتواند يا نخواهد خود را با آن زن ارضاء نمايد. در آنصورت ممكن است نسبت به همسر خود كه از آن زن نازيباتر است، از نظر جنسي سرد و كم‌علاقه شود كه اين هم نوعي زيان به خانواده وارد خواهد كرد.

3ـ  يا ممكن است زيبايي‌هاي آن زن، او را تحريك كند اما چون زن خودش به اندازه كافي برايش جذاب است لذا مجبور مي‌شود كه اين آتش شعله‌ور شده شهوت خود توسط آن زن را به‌وسيله همسر خود ارضاء و اطفاء نمايد كه در اينصورت هم فلسفه طبيعي قوه شهواني رعايت نشده و اين قوه كم‌خاصيت گرديده است (يعني چون همسر انسان عامل شعله‌وري ميل جنسي نبوده لذا نزديكي با او فقط از باب ارضاء اين ميل تحريك‌شده نابجا است) و هم ممكن است اين امر باعث شود كه ارضاء ميل جنسي از حد طبيعي خود بگذرد و افراطي شود كه درنتيجه موجب تضعيف جسماني و روحاني فرد گردد (=توجه بيش از اندازه به يك ميل)، و هم اين مسأله راه را براي خروج ميل جنسي از حريم خصوصي زن و شوهر هموار مي‌كند.

4ـ يا ممكن است زيبايي‌هاي آن زن او را جذب كند اما چون همسري ندارد، مجبور مي‌شود كه براي ارضاي اين ميل تحريك شده خود، دست به گناه بزند (= ارضاء ناصحيح ميل جنسي) و يا اينكه به آن تحريك بي‌اعتنا بوده و آن ميل تحريك شده را به مثابه يك فشار غير‌طبيعي بر خود پذيرا باشد كه در آن‌صورت آسيب‌هاي فراوان جسمي و روحي خواهد ديد.

5ـ يك احتمال هم اينست كه مرد اصلاً به‌وسيله آن زن بي‌حجاب تحريك نشود كه اين احتمال مساوي صفر است چراكه با طبيعت بشر منافات دارد. مردي كه سالم است و به بلوغ جنسي رسيده است،  در برخورد با چنين صحنه اي لامحاله دچار تحريك خواهد شد، هرچند شدت و ضعف اين تحريك شدن به تناسب شرايط مختلف انسانها متفاوت خواهد بود. آن كسي‌كه همسر دارد و قادر به ارضاي صحيح ميل جنسي خودش است، مسلماً كمتر از يك جوان تازه‌بالغ بي‌همسر تحريك مي‌شود.

ضمناً ممكن است اين تأثيرپذيري، في‌البداهه و آني نبوده بلكه اثر آن،‌ اثري ناخودآگاه و تدريجي باشد.

اينكه گفته مي‌شود در جوامع غربي چون مردها خيلي راحت مي‌توانند زيباييهاي زنان را مشاهده كنند لذا بدان عادت كرده و ديگر اثري از آن نمي‌پذيرند، درست مثل آن است كه گفته شود چون انسانها به طور روزانه غذا مي‌خورند پس بعد از مدتي، ديگر ميلي به غذا‌خوردن پيدا نخواهند كرد و يا چون به غذا‌خوردن عادت كرده‌اند، ميل به خوردن هم در آنها از بين رفته است. غافل از اينكه انسان موجودي سيري‌ناپذير و بي‌نهايت طلب بوده و طالب است كه هر ميل خود را تا سرحدّ بي‌كرانگي ارضاء نمايد.

زنها امّا بيشتر با قوه لامسه تحريك جنسي مي‌شوند. پس بر مردها حرام است كه بدن زن نا‌محرمي را لمس كنند.

شنوايي و بويايي هم در تحريك ميل جنسي بي‌تأثير نيستند. به‌كار‌بردن بوهاي خوش تحريك‌كننده يا صحبت كردن با صداي تحريك‌آميز، دست كمي از آرايش غليظ و نمايان كردن زيباييهاي بدن ندارد و در زمره بي‌حجابي تلقي مي‌شود.

البته قوه شهواني، قوه بسيار شديدي است كه براي ارضاء حتي منتظر حواس پنج‌گانه نمي‌ماند. نيروي خيال هم ممكن است در سيطره شهوت قرار بگيرد. براي همين فكر‌كردن به جنس مخالف، تنها ماندن با او در يك اتاق در بسته، خواندن نامه‌هاي تحريك‌كننده او، و ..... هم ممكن است انسان را به دام گناه بيندازد.

آنچه درباره جنبه ظاهري حجاب گفتني‌تر است آنكه حجاب به اقتضاي فلسفه‌اي كه دارد فقط متعلق به زنان نبوده بلكه بر مردان نيز واجب است، امّا به سه دليل زير، جنبه ظاهري‌اش براي زنان سختگيرانه‌تر و جدّي‌تر طراحي شده است:

اول آنكه زن موجودي باحياتر از مرد است و حيا جزء گرانبهاترين هديه‌هاي الهي به اوست؛ درنتيجه مراقبت از او و جلوگيري كردن از دستبرد به اين سرمايه وجودي‌اش، ضروري تر و در عين‌حال نيازمند توجه بيشتر است.

دوم آنكه همانگونه كه گفته شد مردها ـ برخلاف خانمها ـ از طريق قوه بينايي بيشتر تحريك مي‌شوند تا از طريق حسّ لامسه، از همين‌رو اين خانمها هستند كه بايد تمام بدنشان را بپوشانند.

و سوم اينكه در يك عمل جنسي غيراخلاقي، زنها آسيب بيشتري خواهند ديد زيرا هم از لحاظ احساسي لطيف‌تر اند و هم از نظر جسمي، آسيب‌پذير‌تر.

پس اينكه پوشيدگي زنها در ظاهر و سيما بايد بيشتر از مردان باشد، نقطه ضعفي براي آنان نيست بلكه مبتني بر ويژگي‌هاي ذاتي شان است؛ همانگونه كه قدرت جسماني بيشتر مردان نقطه قوت آنها نبوده بلكه ويژگي ذاتي‌شان مي‌باشد و البته اين ويژگيهاي ذاتي نيز در يك نظام آفرينش احسن از سوي خالق بي‌همتا به انسان داده شده است كه بحث در اين‌باره نيز مجال ديگري را طلب مي‌كند.

به هر حال ما انسانها به صورت اجتماعي آفريده شده‌ايم و سرنوشتمان به يكديگر گره خورده است: با برخي بيشتر و با عدّه‌اي كمتر.

آيا اگر يك بيمار واگير‌دار بدون رعايت مسائل بهداشتي وارد يك فضاي عمومي (مثلاً مترو) شود، شمار زيادي را به بيماري خود دچار نخواهد كرد؟

آيا كشاورزي كه به دنبال تهيه يك محصول ممتاز است مي تواند نسبت به بذر نا‌مرغوب مزرعه همسايه كه ممكن است باد آن را با خود به مزرعه او بياورد، بي‌تفاوت باشد؟

و آيا درست است جامعه‌اي پر از بي‌حجابي و بي‌حيايي و ولنگاري گردد و آن وقت از آن جامعه، اميد اصلاح و بركت و سعادتمندي برود؟

با اين توضيحات، خانم هايي كه بي‌حجابي و يا بدحجابي خود را با اين بهانه كه: «ما خانمها چرا بايد به‌خاطر احتمال هوسراني و شهوتراني آقايان، جلوي خودمان را بگيريم و خودمان را محدود كنيم؟!؟ خُب آنها خودشان مواظب خودشان باشند و به گناه نيفتند» و نظاير آن توجيه مي‌كنند يا از سيستم هوشمندانه عالم كه توسط خداي متعال طراحي و اجرا گرديده است، بي‌اطلاع‌اند و متوجه سلسله مراتب علّت‌ها و معلول‌ها كه جهان را فرا گرفته است نبوده و از فراگير بودن آن بي‌خبرند و يا اينكه روابط متقابل انسانها با يكديگر و اثرگذاري و اثرپذيري طرفيني آنها را منكرند.

به هر حال نوشتار حاضر ممكن است فقط به حال بانوان بدحجاب و يا بي‌حجابي سودمند واقع شود كه براي باحجاب‌شدن، نيازمند آن‌اند كه عقلاً و منطقاً متقاعد شوند؛ و به حال آنان كه به دلايل فردي، اجتماعي، خانوادگي و ..... به اين حكم الهي گردن نمي‌نهند، سودي نخواهد بخشيد.

خداوند همه ما را به صراط مستقيم هدايت فرمايد. آمين.

-------

[1] - «ميل جنسي» و «قوه شهوت» را مي‌توان به‌جاي همديگر به‌كار ‌برد زيرا خداوند به ازاي هر ميل و نيازي كه در وجود انسان قرار داده، وسيله‌اي نيز جهت برطرف كردن آن خلق كرده و در اختيار انسان گذارده است.

ارسالی توسط:امیرحسین بنائی

باید یاد بگیریم :

استاد تغـیـیـر باشیم نه قربانی تقدیر؛
در بازی زندگی اگر عـوض نشویم، تعـویض می شـویم

مدتهاست مجازی میخندیم…
مجازی شادیم…
مجازی عاشق میشیم…
مجازی همدیگه رو دلداری میدیم…
امــــــا…………..
واقعی تنهاییم!
واقعی درد میکشیم!
واقعی از عشقهای مجازی لطمه میبینیم…..

گفتم: حسین این جوری اومدی از خونه بیرون؟ نگفتی سرما می‌خوری؟! کاپشن خوشگلت کو؟

گفت: کاپشن قشنگی بود،نه؟

گفتم: آره!

گفت: من هم خیلی دوستش داشتم ولی سر راه یکی را دیدم که هم دوستش داشت و هم احتیاجش داشت. ولی من فقط دوستش داشتم!!

فراموش مکن تا باران نباشد رنگين کمان نيست تا تلخي نباشد شيريني نيست و گاهي همين دشواري هاست که از ما انساني نيرومند تر و شايسته تر مي سازد خواهي ديد ، آ ري خورشيد بار ديگر درخشيدن آغاز مي کند

در لوس آنجلس آمریكا، آرایشگری زندگی می‌كرد كه سالها بچه‌دار نمی‌شد. او نذر كرد كه اگر

بچه‌دار شود، تا یك ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او

بچه‌دار شد! روز اول یك شیرینی فروش ایتالیائی وارد مغازه شد. پس ازپایان كار، هنگامیكه

قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست

مغازه‌اش را باز كند، یك جعبه بزرگ شیرینی و یك كارت تبریك و تشكر از طرف قناد دم در بود.

روز دوم یك گل فروش هلندی به او مراجعه كرد و هنگامی كه خواست حساب كند،

آرایشگرماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش راباز كند، یك

دسته گل بزرگ و یك كارت تبریك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود. روز سوم یك مهندس

ایرانی به او مراجعه كرد. در پایان آرایشگرماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد. حدس

بزنید فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، با چه منظره‌ای روبروشد؟

فكركنید.


.

.

.

.
چهل تا ایرانی، همه سوار بر آخرین مدل ماشین، دم در سلمانی صف كشیده بودند و غر

می‌زدند كه پس این مردك چرا مغازه‌اش را باز نمی‌كند


براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش

آآیا میدانید 49 درصد از جمعیت 19 تا 49 سال در جهان بازیهای رایانه ای انجام می دهند

ولادت امام رضا مبارک